السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

102

مقدمه نقض و تعليقات آن

رفض اختيار كرد » اى « 1 » عجب اگر متقدّمان خود رافضى بودند آمدن و اختيار ابن - المقنع « 2 » كردن باطل و بىفايده باشد تا هم بقول « 3 » خواجه كاذب و خائن باشد و آنچه گفت : « شما ميگوئيد چنان كه خواهيد » بايست كه اين مدّت بيست و پنج سال اين قدر علم حاصل كردى كه بمذهب محققان شيعه اخبار آحاد ايجاب علم و عمل نكند و بىدليل و حجت هيچ چيزى مقبول نباشد تا ازين جمله آن دعوى هم باطل و و بىاصل باشد ، و مذهب محدث آن باشد كه نسبت كنند بشخصى معين و در شيعه عادت نرفته « 4 » كه [ گويند : ما مذهب مفيد و ابو جعفر و مرتضى داريم بلكه ] « 5 » گويند : مذهب امير المؤمنين و باقر و صادق داريم ، پس مذهب محدث چون مذهب اعتزال باشد كه حوالتش بعمر و عبيد كنند ، و چون مذهب كرّاميه كه حوالتش بابو عبد اللّه كرّام كنند ، و چون مذهب اشعريه كه واضعش ابو الحسن اشعر است و او در عهد بو على و بو هاشم بود و سالها معتزلى بود و اين مذهب اختيار كرد « 6 » و موضوع او است ، و چون مذهب نجاريه كه حوالتش بحسين نجار است ، و چون مذهب كلابيه كه واضعش ابن الكلّاب « 7 » است ، و چون مذهب بادنجانيه كه واضعش بادنجان‌فروش است ، و مذهب زيديه كه از زيد على « 8 » در گيرند ، و مذهب ناووسيه و فطحيه و كيسانيه و غير ايشان از اصحاب مذاهب و مقالات ، و در فقه و شريعت و اجتهاد خود معلومست كه هر مذهبى را نسبت و حوالت به كسى است و اسامى فقها و مجتهدان معلومست كه گويند : مذهب مالك و زفر و بو يوسف و اوزاعى « 9 » و مذهب احمد حنبل و غير آن كه

--> ( 1 ) در بعضى نسخ : « اين » ( 2 ) كذا فى النسخ و الظاهر : « ابن المقفع » . ( 3 ) كذا . ( 4 ) م : « نرفته باشد » . ( 5 ) ما بين دو قلاب از نسخ مطبوعهء نقض ساقط شده . ( 6 ) يعنى اختيار كرده شده و مختار ؛ و در بعضى نسخ كلمهء « كرد » نيست . ( 7 ) كلاب بضم كاف و تشديد لام است چنان كه در كتب لغت و تراجم ذكر شده است ، فيروزآبادى گفته : « عبد اللّه بن كلاب كرمان متكلم » ؛ زبيدى در تاج العروس گفته : « و هو رأس الطائفة الكلابية من اهل السنة كانت بينه و بين المعتزلة مناظرات فى زمن المأمون ، و وفاته بعد الاربعين و مائتين و يقال له ابن كلاب و هو لقب لشدة مجادلته فى مجلس المناظرة و هذا كما يقال : فلان ابن بجدتها ؛ الا أن كلابا جدله كما ظن » . ( 8 ) يعنى زيد بن على ؛ بطريق استعمال قدماء از قبيل اضافهء ابن بأب و نسبت پسر به پدر . ( 9 ) در قاموس گفته : « و الا و زاع لقب مرثد بن زيد ابى بطن من همدان ؛ منهم الامام عبد الرحمن بن عمرو » طالب تفصيل بكتب تراجم احوال مراجعه كند .